صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .

امروز حال نداشتم برم باشگاه ، نزدیکیای افطار دیگه بی حال و بی حوصله افتاده بودم چون روز اول بود هنوز بساط فیلمو راه ننداختم !

افطاری یه نون و پنیر و چایی خوردم خیلی چسپید بعدش هر چی با خودم کشتی گرفتم که برم باشگاه دیدم مودشو امشب ندارم !از فردا که زودتر میام خونه ، بیشتر استراحت میکنم که حال باشگاه داشته باشم .

تازه رفتم نون سنگگ و نون تافتون خریدم ، حال ندارم سحر پاشم و یه سره روزه رو میگیرم ! دلم کشیده اخر شب یه املت ساده بخورم و بخوابم . کولر رو هم اماده کردم که از فردا اگر گرما شاخ شد برامون کولرو روشن کنم . الانم کسلم و خوابم میاد ، شاید کلا خوابیدم و بی خیال سحری شدم ! باید خودمو برای یه اینده حساب شده اماده کنم . دوره برزخ تموم شد و امروز ادم خودم هستم . وقتمو تلف هیچ بچه ای نمیکنم ، وقتمو برای تفریحات بچه گانه هم هزینه نمیکنم ، هیچ کدوم از این تفریحات قرار نیست چیزی بهم اضافه بکنن .

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اسفند ۱۴۰۴ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر