جمعه هفته قبل ساعت ۱۰ صبح حرکت کردم به سمت دیار الوند ؛ عصر رسیدم به هتل . میشد ۲۳ دی ماه . هوا به شدت سرد بود و فرداش برف شروع به باریدن گرفت. بنده خدا رو روز شنبه ملاقات کردم . برخوردش فراموش نشدنی بود . تغییرات محسوس . حادثه عجیبی رخ داد . فردا یک شنبش با دوست مشترک قرار ملاقات بود ولی برف شروع به باریدن گرفت . من فقط از پنجره هتل بیرون رو نگاه میکردم، وحشتناک بود . روز یک شنبه با پا رفتم آرامگاه ، توی این برف رفتم و کلید دفتری گرفتم که وقت ملاقات سه نفره کنسل نشه. خلاصه جلسه سختی شد .حرف های جالبی رد و بدل شد . بعد جلسه رستورانی و قدمی و پیاده شدن جلوی هتل . با سرویس تی بی تی ساعت هشت برگشتم اهواز . مورخ ۲۵ دی ۱۴۰۱. امروزم رفتم و کادوی ملاقات دوم رو با حسین خریدم.چیز جالبین.الان اریند روی تخت کناری سرش توی گوشیشه و چت میکند .ساعت حدود دو و نیم نیمه شبه .این روزا منتظر جلسه روز شنبه یعنی یکم هستم و خات بدبو دار.
نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام دی ۱۴۰۱ توسط حمید
|