صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .

والا می ترسم ادرس بهش بدم ، بعضی ادم امادن که شارلاتان بازی دربیارن و از کاه کوه بسازن . فکرش رو کن ، بشینه مطالب رو بخونه

به قرانننن احتمال داره بدتر از اسرائیل که بر سر غزه میاره بر سرم بیاره .

فعلا

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ توسط حمید |

خب به صورت کلی روزام به صورت عادی طی میشه ولی سعی میکنم لابلاش به کارای مورد علاقم هم یه ناخونکی بزنم . هفته گذشته رفتیم شهرکرد و لرستان و شمال خوزستان رو گشتیم ، که واقعا هم خوش گذشت در این بین گاهی اوقات هم ذهنم دچار درگیری میشد که در انتها تونستم به خودم مسلط بشم و تصمیم درست رو بگیرم . اخرین فرصتی که داشت تمام شد ، زندگی ایطوری هم فایده ای نداره ، نوسان مهلک ترین سم موجود در یک زندگی میتونه باشه ! ما که به زندگی چک سفید امضا ندادیم که با هر شرایطیش بسازیم . !!! رفت که رفت به جهنم ! این یک تصمیم بود که گرفته شد و پاش موند . تموم شد و رفت . من دیگه چرا هزینه عمر و زندگی بدم ؟

زندگی روزانه حالت استیبلی پیدا کرده ، الحمدالله . قرار بود سوم ابان بریم المپیاد که اون هم یه ماه به تعویق افتاد . هوای این روزای اهواز شرجی شده و زیاد چنگی به دل نمیزنه . باشگاه مرتب پیگیری میشه و تونستم وزن رو کنترل کنم و اماده بشم برای مسابقات ورزشی .

باید وقت بیشتر روی مکالمه بزارم . هیچ خبری ازش نیست .

خدایا تو را به حکمتت شکر

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر