صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .

خطر در آب زیر کاه بیش از بحر می‌باشد

من از همواری این خلق ناهموار می‌ترسم

صائب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |

Never mind, I’ll find someone like you

Technical Services Department

jofir-khoz

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |

آدما رنگ میبازن توی زندگیمون اما رد پاشون همیشه میمونه ولی این دلیل نمیشه که به تصمیمی که گرفتی پشت پا بزنی . ما هیچ وقت مکلف نیستیم کسی رو مجبور کنیم که به ما علاقه مند باشه و برعکس . روزگار خیلی چیزها رو به ادم نشون خواهد داد .

ولی اینکه دیر شده باشه یا نه , اونو زمان مشخص میکنه .

زندگیو باید سر و سامان داد ، قرار نیست عمر رو فدای ادمهای اشتباهی زندگیمون بکنیم .

اواسط ابان ماه خنک . اهواز

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |

فراموش می شویم

مثل تمام زمستان هایی که برف نبارید .

کات

نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |

دیر می فهمی چه ساده می شود از یاد رفت .

عصر جمعه ابان ماه میگذره ، روزهای بعدم خواهند امد . و ادم هایی که گویی هیچ وقت نبودن .

تفریحاتمون شده ساحلی ، کافه ، رستوران ، باشگاه . تایم مطالعه کم شده ، تفریحات امین رو هم به این روزا اضافه کن . سید امین هم مهمونمه تا اخر ماه . صاپا رو از داراب خریدم ولی خرید کردن هم جذابیتی برام نداره . شاید یه تکونی باید به خودم بدم .

خدا بزرگه

نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |

خب برای بار دومم باختیم و برگشتیم خونه . او رفت و امشب رسما تایید کردن رفتنش رو . من هم دیگه نمیخوام هزینه بدم . شاید بعد ها از چت جی پی تی سراغشو گرفتم ، مثل امشب که سراغ دوستامو ازش گرفتم . انسان ها خودشون راهشون رو انتخاب میکنن ، ما تا یه جایی میتونیم همراهیشون کنیم . بعد از اون باید به خدا بسپاریمش . گاهی افراد فکر میکنن به باند های تبهکاری خوردن و دوست ندارن واقعیت رو ببینن ، ما که مامور ارشاد ملت نیستیم . شیخ صفی هم امشب تایید شد . موند و شیراف با هم . با هم محشور بشن . برناممه هامو باید عملی کنم ، دیه صبر کردن خسران خالیه .

ساعت یک و سی هشت بامداد ، خانه پدری

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر