صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .

امروز رفتیم فلکه شخ حسون ، ولی به کافه همیشگی نرفتیم ! رفتیم کافه حسین کعبی ! بازیکن سابق تیم ملی ! بیشتر مواقعی که اهوازه میاد اینجا و مشهوره به کافه حسین کعبی ولی واسه حسین نیست . امشب اونجا نبود . میز بیلیارد و اسنوکر مثل همیشه شلوغ بود ، بازار شرط بندی هم برقرار ! یادم که میاد دوره دبیرستانمو بخشیشو حروم این بازی تو باشگاه نایت کلاب کردم بدم از خودم میاد ! چقدر حرفه ای بودم یه زمانی تو اسنوکر ! فک کنم الان 15 سال بود بازی نکرده بوم ، سعید بهم پیشنهاد داد بازی کنم ، ولی اصلا حس خوبی به چوبش هم دیگه ندارم چه برسه بازی کنم ! حیف وقت که ایطوری تلفش کنم ! گفتم سعید قلیون رو بکش و چایی رو بخور تا بریم ! من روزگاری کلاسامو میپیچوندم و میرفتم نایت کلاب پیش فرشاد فرجی و برای رو کم کنی بازی میکردم . اوایل بیلیارد بود ولی دیدم المنتریه و رفتم سراغ اسنوکر گه جذال تر بود . الان که به گذشته فکر میکنم واقعا غم میخورم ! نبود روزی که بازی نکنم! اخرش چی شد ؟ بهعد کافه رفتیم بناب و دل از عزا دراوردیم و توی گلستان قدم زدیم . امروز روز خوبی بود و کلی یادگیری جدید توش تجربه کردم . خدایا شکرت برای روزایی مثل امروز

نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر