صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .
اخرش امام رضا طلبید و امام رضایی شدیم ، امروز امتحان معادلات داشتم ، اگه میان ترم خوب نبود معلوم نبود چی به سرم میومد ، علی اصغر یه ساعت پیش بهم رنگ زد و گفت بیا بندر ، تا بریم مشهد .جمعه عازم بندر هستم اما قبل از ان باید برم فهلیان .

چشمام به شدت میسوزه از دیروز تا حالا نخوابیدم .

تا بعد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر