اخرش امام رضا طلبید و امام رضایی شدیم ، امروز امتحان معادلات داشتم ، اگه میان ترم خوب نبود معلوم نبود چی به سرم میومد ، علی اصغر یه ساعت پیش بهم رنگ زد و گفت بیا بندر ، تا بریم مشهد .جمعه عازم بندر هستم اما قبل از ان باید برم فهلیان .
چشمام به شدت میسوزه از دیروز تا حالا نخوابیدم .
تا بعد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط حمید
|