دیشب ساعت 2 با عارف و اقای غریبی (دوست جدیمون)رسیدیم یاسوج ِ از بس خسته بودم با کله رفتم توی رختخواب و صبح امروز ساعت 9 از خواب بلندشدم ؛ یه گشتی توی شهر زدم و رفتم کافی نت و نمرات رو چک کردم ؛اوکی بودن ؛الان هم کیفور و سرحال خونه نشستم و دارم وب گردی می کنم . بچه های هرمزگان امروز تحویل برنامه داشتن ُ انشالله که موفق باشند .
یا علی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ توسط حمید
|