عشق بود ، جبهه بود، جنگ بود
هر که تنها بر صلاحش تکیه کرد ،
مادری فرزند خود را هدیه کرد ،
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد ،
ان که سر دارد به سامان می رسید ،
انکه جان دارد به جانان می رسد .
انشالله فردا مهمون شهداییم و عازم سرزمین لاله ها و نخل های بی سر هستیم ،مهمون حاج حسین خرازی ، مهدی باکری و سردار بی نام و نشان هور ، شهید علی هاشمی ، مهمون سرزمینی خواهیم بود که بهترین فرزندان این اب و خاک ، با خون خودشون ،نگذاشتند ، پرچم لاالااله الله زمین بماند ،به همین خاطر قصد دارم توی این اردو ، خاطرات روزانه ام رو از مناطق عملیاتی بنویسم ، تحت عنوان " سفرنامه سرزمین لاله ها " ، باشد که خدمتی به شهدا کرده باشم .هر وقت می خوام در مورد شهدا بنویسم یاد این حرف می افتم که می گفت ، بشکند قلمی که ننویسد بر سربازان خمینی (ره) چه گذشت . دعا کنیم که خداوند به ما قلمی روان و شیوا دهد ، باشد بتوانیم دین خون شهدا رو خوب ادا کنیم . و در اخر ، الهم ارزقنا لشهاده فی سبیلک
یا علی تا بعد