صبح نزدیک است
افتاب به زودی خواهد درخشید.صبح دل انگیز نزدیک است .
اسمش شب شعر بود ،ولی اندازه 6 سال خندیدیم ، فقط کافی بود دکتر شعبانی بره ، تا شب شعر رسمی و کلاسیک به شب خنده و جوک تبدیل بشه .خدا ازت نگدره اصغر ، ایوب ،احمد ، پیمان .چه قدر اینها مضحکه دراوردند و ما خندیدیم .اما خدایی احمد قاسمی غزل قشنگی خوند با اون لهجه شیرین بختیاریش .و بعضی خانوم ها از رشته ادبیات واقعا عالی شعر خوندند ، کلا شب قشنگ و دوست داشتی بود . جای تمام دوستام خالی .

یا علی 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ توسط حمید |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر