سکانس اول :
ظهر روز تاسوعا سال 61 هجری
صدای شیهه اسبی بی سوار به گوش می رسد ، چشمهای اهل حرم ،گریان است ، همان اهل حرمی که خدا در شانشان ایه تطهیر نازل کرد، همان دردانه هایی که مزد رسالت رسول الله محبت به انها بود ، همان خاندانی که خدا در غدیر خم به وسیله پیامبرش شان امامت را برایشان اعلام کرد ، ای رسول خدا اگر این کار را انجام ندهی ، رسالتت را تکمیل نکرده ای .صدای شیهه اسب باز به گوش می رسد ، دارد چه کار می کند؟بر روی خاک تف دیده کربلا به دور سوارش که بی دست و چشم و تیر هایی در سینه بر روی زمین افتاده است می چرخد و شیهه می کشد ، سوارش را طلب می کند ، چه خبر شده ؟ سوارش کیست ؟
واویلا :
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ، سقای حسین سید و سالار نیامد
آسمان پیش نگاه تر من می
لرزد
تو زمین می خوری و پیکر من
می لرزد
خبرت را به سوی خیمه هراسان بردند
خیمه از حال دل مضطر من می
لرزد
دست من نیست کنار تو زمین می افتم
زانویم از غم آب آور من می
لرزد
تیر در چشم تو چون خورد سپاهم آشفت
صف مژگان تو نه لشکر من می
لرزد
چون عطش شعله کشد لرزه به تن می افتد
بین گهواره علی اصغر من می
لرزد
بعد تو دست حرامی به حرم باز شده
بی سبب نیست تن دختر من می
لرزد
دشمن از کشتن تو فکر جسارت کرده
رفتی و بی تو دل خواهر من
می لرزد
زینب دیگر عباس ندارد ،چشم و چراغ و امید مولایم حسین (ع)خاموش شد ، پشت مولایم حسین در فراقت شکست ، ای ماه منیر بنی هاشم ،حرم امن اهل بیت دیگر یلی مثل عباس ندارد ، سپاه شیطان قوت قلب پیدا کرده است .در کل حیات پر برکتت مولایت حسین را برادر خطاب نکردی ، تا زمانی که دست هایت را دادی و چشمهایت از دیدن محروم گشت ، و صدای یا اخاه پشت مولایمان را شکست . حریم ملکوتی اسمان چشمهای اهل بیت شروع به باریدن کرد .حسین سردارو برادری رشید چون عباس را از دست داد .
سکانس دوم:
سال یازدهم هجری
خانه ابوتراب بعد از فاطمه (س) دیگر بانویی ندارد ، امیر المومنین برادرش عقیل را مامور انتخاب همسری از خاندانی دین دار و رشید و مسلمان می کند ، عقیل فاطمه را به حضرت امیر معرفی می کند ، بساط ازدواج به راه انداخته می شود ، فاطمه را به خانه فاطمه (س) می برند ، اما !! فاطمه پا به خانه ابوتراب نمی گذارد ، می گویند چه شده ؟می گوید تا زینب (س) اجازه ندهد من وارد خانه بی بی دوعالم حضرت فاطمه الزهرا(س) نمی شوم ، می گوید من کوچکتر از انم که بانوی خانه فاطمه الزهرا (س) و زینب (س) بشوم ، بدون اجازه ، اسمش فاطمه بود ، ولی خودش را کوچکتر از ان میدید که در خانه فاطمه الزهرا (س) فاطمه صدایش بکنند ، به خاطر 4 پسرش ، به او ام البنین می گفتند . به درستی که از چشمه زلالی معرفت مثل تو باید ابوالفضل ها با به عرضه گیتی می گذاشتن به فدای ولایت مداری و معرفتت یا ام البنین .
سکانس سوم :
نماز جمعه 29 /88/3 ، دانشگاه تهران
ما اونچه باید بکنیم ، انجام میدیدم ، انچه باید گفت را هم گفتیم و خواهیم گفت ، من جان ناقابلی دارم ، جسم ناقصی دارم ، اندک ابرویی هم دارم ، که این رو هم خود شما به ما داده اید ، همه اینهارا من کف دست گذاشتم و در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد ، اینها هم نثار شما باشه ، سید ما مولای ما دعا کن برای ما ، صاحب ما توئی ، صاحب این کشور توئی ، صاحب این انقلاب توئی ، پشتیبان ما شما هستید ، ما این راه را ادامه خواهیم داد ، با قدرت هم ادامه خواهیم داد ، در این راه ما را با دعای خود ، حمایت خود ، توجه خود پشتیبانی بفرما .
سکانس چهارم"
بعد از واقعه عاشورا در مدینه خبر واقعه کربلا را به حضرت ام البنین می رسانند ، انتظارمان از بر خورد یک مادر که 4 پسرش را در این واقعه تقدیم کرده چه خواهد بود ؟ ایا زاری برای نوگل ها پر پر شده اش ؟ اولین سوال ام البنین در مواجهه با قاصد پیام کربلا : سرنوشت مولایم حسین(ع) چه شد ؟بدون اینکه سراغی از 4 فرزند شهیدش بگیرد ، جواب مشخص بود ، شهادت مولایش حسین ( ع) ، بعد از ان خبر شهادت 4 فرزندش از جمله قمر بنی هاشم را به ان مادر دادن .
سکانس پنجم:
عافیت طلبی و رفاه طلبی افراطی و نون رو به نرخ روز خوردن و هر روز به سمت یک قبله بودن، تمام زندگیمان رافرا گرفته است ، لقمه حرام رو به راحتی مثل لقمه حلال می خوریم، بدون اینکه به این فکر کنیم که این لقمه های حرام بود که نمی گذاشت صدای حق امام حسین به گوش سپاه یزید اثر کند . هر روزمان اگر با نگاهی شیطانی اغاز نشود ان روز ، روز نمی شود ، دریغ از یک یاد ازامام زمان(عج)، در طول روز غیبت کردن کار عادیمون شده ، دریغ از یک یاد ازامام زمان(عج) ، هر روز واجباتمون به تاخیر می افته و یا شاید خونده هم نشه ، دریغ از یک یاد ازامام زمان(عج) ، هر روز را با هر امیدی اغاز می کنیم به جزامید ظهور مهدی فاطمه (س) ، هر روز هزار مدل کار انجام میدیم ، که دل مولامون امام زمان خون میشه ، ولی اینگار نه اینگار ما شیعه حسین ابن علی هستیم ، افسوس دریغ از یک یاد ازامام زمان(عج) ، هر نگاه نامحرم برایمان یک فتح الفتوح است ، دریغ از اینکه مولایمان ما را می بیند ولی دریغ از اینک قدم برای دیدن مولایمان برداریم ، بوی مشمئز کننده ریا تمام زندگیهامون رو برداشته ، شهوت نفس رنگ بوی خدایی رو از کارهامون برده ،قلم ها بوی حب نفس می دهند ، کارها نه برای خدا بلکه برای رضای شهوت نفس انجام می شوند ،در زندگی هایمان رنگ و بوی از خدا نیست ، برای خودمان خداهایی از جنس انسان ، پول و شهوت ساختیم ، توکل و اعتماد به خدا در کارها دیگر رنگی ندارد ، دریغ از یک یاد ازامام زمان(عج)، اگر بگویند امام زمانمان از جدش سید الشهدا هم مظلوم تر است ، سخن به گزافه گفته نشده چون امثال ضعیف نفسی مثل من پیرو و شعیه اش هستند ، با تمام این اوصاف که نه تنها شرح حال من بلکه شرح حال خیلی های دیگر است ولی خدا رو شکر که امام زمانم علمداری مثل امام سید علی خامنه ای(حفطه الله عنه ) داره.
سکانس پایانی:
از چه بنویسم و ازچه بگویم ، زبان از گفتن وفا توعاجز و قلم و مرکب شرمنده معرفت و بصیرت توست ، ای ماه بنی هاشم.
ویلایتمداری ، معرفت و بصیرت ، ادب و وفای به عهد ، احترام و برادری را ای عباس(ع) ، تنها باید در مکتب تو و مولایت حسین(ع) و خاندان پاک و مطهرتان یافت .به درستی که محبت و دوستی با شما سرانجام جز عاقبت به خیری و بهشت رضوان در اخرت و ازادگی و برابری و صلح و محبت و عزت در این دنیا چیزی به همراه نخواهد داشت . به درستی که پرورش فرزند صالح را باید از مادرت ام البنین اموخت ، که شیر مردی مثل تو از دامانش به وجود امد و پرورش یافت .
اسلام علیک یا باب الحوائج ، السلام علیک یا قمر بنی هاشم
پی نوشت :
1)به خودمان دروغ نگوییم چه قدر حاضریم برای مولایمان امام زمان (عج) هزینه کنیم ؟
2)چه قدر در زندگی هایمان سعی کردیم ولایتمدار باشیم؟
3)برای پرورش بصیرت و معرفت چه کرده ایم ؟
4)ایا الان اماده ای به محضر امام زمان (عج) شرفیاب بشی؟ روسیاهی یا رو سفید ؟
5)چه قدر برای پروش روح ولایتمداری و وفای به عهد تلاش می کنیم ؟ ایا با نسلی که با فرهنگ غرب بزرگ می شود ، می شود امید به داشتن ابولفضل هایی برای امام زمانمان داشت ؟ایا نسل ماهواره و رسانه های گروهی می توانند در نقش یک عباس برای مهدی فاطمه(س) باشند ؟
6)چه قدر در انتخابهایمان مثل مولایمان علی دقت کرده ایم ؟ برای 50 سال بعد شیرمردی مثل عباس را پرورش داد ! و مادری چون ام البنین را انتخاب کرد .
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج