یلداتون مبارک باشه .
یا زهرا (س)
فعلا تا بعد
درد آن بود که از پا ، درمانِ من بیفتد.
«شهریار»
خدایا به حکمتت اعتقاد دارم . هر چه صلاح بنده ست رو فراموش نمیکنی ، یاد گرفتم که برای ذات پاکت ، تعیین تکلیف نکنم . خدایا یاریم ده که بعد از طوفان فراموشت نکنم .
یا زهرا
یا علی
*********************************************
گاهی اوقات یاد این شعر سهراب می افتم :
نه اندوه... ونه هیچ. یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم.. به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت... غصه هم می گذرد.آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.
نه تومیمانی...
تا بعد
یا زینب (س)
*********************
بین بچه های خونواده نوید از همه زرنگ تر و زیرک تر بود و البته خوش خط و باهوش ، مسئول بسیج دانشجویی دانشکدهشونه، البته توی زندگی به قول بابا "یه غندر غازی وخدا نه بدهکاره" ، چک سفید امضا به هیشکی نمیده و زیر بار هیشکی هم نمیره ، روی حرفش محکم بود ، و از اصولش دفاع می کرد ، فقط ناراحت امتحانات میان ترم و پایان ترمش بود .
این را نوشتم چون این هم بگذرد و این خاطره ای میشه لای دفترچه خاطراتش ، یادمه عباس واسمون تعریف کرد و گفت :توی یکی از اعتراضات بچه های بسیج رو دستگیر کردن و بردن بازداشتگاه شب نشده بابای بچه ها اومدن و سند گذاشتن و بچه های خودشون رو ازاد کردن ، جز یه بچه شهید که کسی رو نداشت که واسش سند بزاره ، تا اخرش بعد از یه هفته قرار بازداشتش تموم شد .
یادم نمیره شبی رو که بچه ها برای تبلیغات در فاطمیه نقشه میریختند و واسط هاشون در امد و شد و تلفن زدن بودن ، و من هم تک و تنها بدون اینکه کسی رو اونجا داشته باشم ، گفتم خدایا اگه دوستم داری خودت هوام رو داشته باش.
و اما بعد ، بزار هر چی میخواد بشه ، ما که رای رو اوردیم ، ولی شخصا به حضور در این انتخابات راضی نبودم.
********************************************************
یادمه توی یه پستی گفتم اخرین باری که از اصطلاح، صبح نزدیک است سلام ............ استفاده کردم ، تهش به خاطر بعضی رفتارهای نادرست ناراحت و پشیمون شدم ، (شاید حکمت و خیری توش بوده و من نمی دونم ) ، ولی این بار خیلی راضی هستم از سرانجام این واقعه .
یا علی
یا علی
یا زینب (س)
تعطیل "روز فرج مهدی فاطمه(س)"
و بعد در مدینه ، کنار حرمی نیمه کاره تابلوی زیر را می بینیم :
"پروژه حرم مطهر بی بی دوعالم ،حضرت صدیقه طاهره ، فاطمه زهرا (س)"
کارفرما:قائم ال محمد (ع)
پیمانکار:یاران حضرت
مساحت:تمام جغرافیا دل شیعیان
فرج قائم ال محمد صلوات .
تا بعد و خبرهای بعدی
یا علی
یا زینب (س)
دل تنگم واسه حرم میگیره
میاد اغا یه گوشه صحنه
پای شش گوشه تو دم میگیره .
لبیک یا حسین (س)
لقب مفید را چه کسی به شیخ داد؟
در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامهای از طرف حضرت ولیعصر(عج) برای وی فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب (مفید) به او داده شد. این نامه با عبارات زیر شروع میشود: "للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید..."
همچنین در توقیعی دیگر با لطفی افزونتر در پنجشنبه 23 ذیالحجه هجری با این عبارت: "بسمالله الرحمن الرحیم، سلام الله علیک ایها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمه الصدق..." عظمت آن عالم فرزانه، به شیعیان ثابت شد.
متن توقیع امام زمان(عج) به مفید امتش در 23 ذیالحجه
درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین و شایسته، مردم را به سوی حق فرا میخوانی!
ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان ما است، سپاس میگذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه میطلبیم.
و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیلهای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.
چرا امام زمان(عج) محل سکونتش را به شیخ مفید گفت؟
ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواستهات) را خواستیم.
ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قلهای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیدهایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، به ناگزیر از منطقهای پر دار و درخت به این جا آمدهایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا به آن وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایستهات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.
از این رو تو که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمیگیرد، وجودت را حفظ کند، باید در برابر فتنهای که جان آنان را که آن را در دلهایشان کشتهاند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.
هنگامی که حضرت مهدی(عج) خبر از واقعهای به شیخ مفید میدهد
و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانهنشینی و کنارهگیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خونهای محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایستهکردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمیماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.
راهکارهای امام زمان(عج) برای در امان ماندن از فتنههای عصر غیبت برای شیعیانش
بنابراین قلبهای دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیریهای هراسانگیزی، آنان را به دلهره میافکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.
هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همان طور که دوستان شایستهکردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید کند! ما به تو اطمینان میدهیم که هر کس از برادران دینیات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاریهای تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.
دلایل تاخیر ظهور از زبان حضرت حجت(عج)
دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک صدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان میگشت.
از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمیدانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمیدارد، خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(ص) و خاندان پاکش باد!
**********************************
پی نوشت:
(کتاب "احتجاج" طبرسی جلد2)
منبع:شبستان
***************
یا مهدی ادرکنی
فرشته ای از نسل باران:
۹ سالم بود که خبر شهادتش را آوردند. چارقدش را بسته بود و بدون اینکه گریه کند، نشسته بود وسط جمعی که با نوای سوزناک لری شروه می خواندند.
۱۵ سال بعد یک شب از او پرسیدم:چرا آنروز گریه نکردی،چیزی نگفت. فردایش(در حالی که بغض کرده بود و تلاش می کرد بغضش نترکد) پاسخ داد: وصیت کرده بود هر وقت شهید شدم گریه نکنید تا ضد انقلاب خوشحال نشود.
هیچگاه عکس پسرش را در خانه اش نصب نمی کرد، تا مبادا عهدی که با پسرش بسته بود را بشکند.
۲۰ سال بعد از پسرش زنده بود. بیست سال!... و تا آخر بر عهدی که با پسرش بسته بود ماند.
بر آن عهد ماند، تا وقتی که، در آخرین لحظات زندگی اش، چشمانش را برای آخرین بار گشود و در حالی که لبخند میزد، رو کرد به کسانی که برای وداع آمده بودند و گفت: پسرش بازگشته است...بعد...از همه آنهایی که برای وداع با او آمده بودند خواست به پسرش که پس از بیست سال، بازگشته بود، سلام کنند...لحظاتی بعد، من برای اولین و آخرین بار گریه مادربزرگ را می دیدم...آخرین جمله اش را با اشک گفت: «سلام روی! خش اومیی»...
من به یکی از ناب ترین لحطات انقلاب دعوت شده بودم...آخرین کلاس درس مادربزرگ.
او گریه کرده بود، بدون اینکه عهدش را بشکند...
پی نوشت:
۱-در تمام آن بیست سال، هیچگاه،(حتی یکبار)، هیچ کس، از طرف دولتهای ننگین بعد از جنگ به خانه اش نرفت، تا از مادر فرمانده تشکر کند...و او هیچ گاه(حتی یکبار) گلایه نکرد.
۲-فرهاد(نوه ای که همیشه در کنارش بود) روی دیوار خانه اش با خطی کودکانه نوشته بود: بمان مادر، بمان در خانه خاموش خود مادر، تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید...
۳-سقف چوبی خانه اش در دوسال آخر عمرش خراب شده بود و باران آن سالها امانش را بریده بود. اما این باعث نشد برود بنیاد شهید...دلسوزی های معنا دار مردم را شنید اما هیچ وقت(حتی یکبار) با آنها همراهی نکرد.
۴- مادربزرگ هشت سال پیش در چنین روزی، چشم از جهان فروبست. در حالی که تا آخرین روزها تمام تلاشش را کرد تا از من (که بیشتر از همه دوستم می داشت) کسی همچون فرزندش بسازد و من چقدر دانش آموز تنبلی بودم در کلاس انقلاب اسلامی مادر بزرگ.
............................................................................................................................................
شادی روح ان عزیز سفر کرده صلوات .
تا بعد
خو فعلا
یا علی
اما تجربه خوبی بود .خیلی هم خوش گذشت .
یا زینب(س)
فردا مسابقه برنامه نویسی دارم امشب خیلی شب خسته کنندهای بود (اخه امشب زیاد خندیدیم ) .ما در آمادگی صد در صد به سر میبریم برای خوردن آبمیوه های دانشگاه آزاد فردا به نیت طواف دانشگاه آزاد جامه نو به تن خواهیم کرد. .اورفلوی دانشجویی 2013
یا زینب (س)
اللهم ارزقنا لشهاده فی سبیلک
یا زینب (س)
فعلا
یا حسین (ع)