دیروز و امروز که میشه چهارشنبه و پنج شنبه ، امتحان داشت ، از تهران می نالید ، از خوابگاهش بیشتر ، استرس رفتن به جنوب شهر را هم داشت ، ظاهرا که مصاحبه ابکی بوده و طرف خیلی خر کیف شده بود موقعی که شرایطش رو دیده بود ، فردا ساعت چهار برمیگرده خونه ، امشب عروسی فخر الدین بود ، هنوز بچه ها برنگشتن خونه ، منم که پای ثابت خونه هستم و ولو پشت سیستم . دارم میثم مطیعی گوش میدم ، نوحه لاله سرخ زهرا ، حسین جان ، سعید و عوض هی پشت هم زنگ میزنن منم شارج ندارم بزنگم بهشون ، هر کی دوست داشت بزنگه ، امروز مراسم حمید خورشید پور هم بود . منتظر تماس هستم . اموزش وب و میکروپروسسور کار روزانه .
نوشته شده در تاريخ جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵ توسط حمید
|